السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
283
تفسير الميزان ( فارسي )
روز قيامت شيطان ، فرموده : « ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ ، إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ » « 1 » . در اين سه آيه اشعار بلكه دلالت است كه سبب عمده در ضلالت اهل ضلال ، سرپرستى هواپرستان ، و اولياى شيطان است ، آنچه هم كه خود ما به چشم مىبينيم مؤيد آن است . * ( « وَقالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » ) * در اين آيه مراد از « رسول » خصوص رسول خدا ( ص ) است ، به قرينه اينكه از قرآن نام برده ، و اگر از آن جناب تعبير به رسول كرده براى اين بوده كه رسالتش را مسجل سازد ، و دماغ آن كفار را كه در رسالت و كتاب او طعن مىزدند ، به خاك بمالد ، و كلمه هجر - به فتحه هاء و سكون جيم - به معناى ترك است . از ظاهر سياق بر مىآيد كه جمله * ( « وَقالَ الرَّسُولُ » ) * عطف باشد بر جمله * ( « يَعَضُّ الظَّالِمُ » ) * و اين سخن از جمله سخنانى است كه رسول در روز قيامت به پروردگار خود ، بر سبيل گلايه و شكايت مىگويد بنا بر اين تعبير به فعل ماضى ( با اينكه بايد مضارع به كار مىرفت چون قيامت هنوز نيامده ) به عنايت اين است كه بفهماند وقوع قيامت به قدرى حتمى است كه گويى واقع شده ، و مراد از قوم آن جناب عموم عرب بلكه عموم امت او است ، البته به اعتبار عاصيان امت . و اما اينكه جمله اى استينافى و يا عطف بر جمله * ( « وَقالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا » ) * باشد و آيات ما بين آن دو جمله هاى معترضه باشد ، از سياق بعيد است . و بنا بر اين قول ، لفظ « قال » به همان معناى ظاهرى به كار رفته ، و مراد از « قوم » آن عده از مردمند كه بر رسالت و كتاب او طعنه مىزدند . * ( « وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَنَصِيراً » ) * يعنى همانطور كه اين مجرمين را دشمن تو كرديم ، براى هر پيغمبرى دشمنى از قومش قرار داديم ، يعنى اين از سنت جارى در ميان انبياء و امتها است ، پس تو خيلى ناراحت نباش ، و دشمنىهاى اينان بر تو گران نيايد . پس اين آيه در مقام تسليت رسول خدا ( ص ) است . و معناى قرار دادن دشمن از مجرمين اين است كه خداوند گناهكاران را به جرم
--> ( 1 ) من امروز نجات دهنده شما نيستم ، و شما هم نجات دهنده من نيستيد ، من به هر چيزى كه در دنيا مرا شريك مىكرديد كافرم . سوره ابراهيم ، آيه 22 .